خرید بک لینک

تو این مدت که ننوشتم حال و روزم خیلی خراب بود این درد هیچ وقت تمومی نداره

خیلی ها فکر میکنن از اول این عشق یک طرفه بود اما اولش دو طرفه بود تا وسط

راه هم باهم بودیم اما یهو وسط راه ولم کرد و دست کسی دیگه رو گرفت و رفت

من موندم و یک دنیا درد دردی که هنوز براش نه مرهم پیدا کردم نه دلیل .....

هنوز که هنوزه از خودم میپرسم چرا ؟؟ چی شد ؟؟؟ چیکار کردم ؟؟؟؟ اما یه روز

برای آخرین بار تو روم نگاه کرد و گفت عاشقت بودم اماوقتی دوباره عاشق شدم

فهمیدم عاشق تو نیستم تو برای قلبم زیادی بودی یه حس زودگذر بودی از اون روز

دارم میسوزم و بدیش اینکه جدیدا خیلی باهم چشم تو چشم میشیم و من تو این

چند سال که سعی کردم با ندیدنش از دردم کم کنم اما با دوباره دیدنش در کناره

یکی دیگه نه تنها دردام بگشتن بلکه به یک مرده متحرک تبدیل شدم

برام مسیج میدین که چرا دیگه نمینویسم از چی بنویسم از اینکه خاکسترمم دارن

آتیش میزن دیگه انگیزه ای برای نوشتن ندارم من حتی دیگه برای زنده بودنم انگیزه ندارم

دیگه عکساتم مرهم این دل نمیشه...

به تو مدیــــــــــــــــــــــــــونم که کشتی دلمو واسه همیشــــــــــــه :|

خسته ام...چه وزنی داره زمان اینجــــــــــــــــــــــــا

برچسب: نویسنده: ترانه اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:51

صفحه بندی